جوون ترین امام مهربونمون امام جواد علیه السلام
سلام به عسل پسرم
خوبی مامانی؟
دفعه ی پیش کلی برات نوشتم عزیز دلم مامانی اما این بلاگفای بد ثبتش نکرد عزیزدلم.
امروز روز شهادت امام جواده مامان. امام جواد میشن پسر امام رضای مهربون عزیزم. وقتی که امام رضا علیه السلام شهید شدن، امام جواد کمتر از 8 سال داشتن عزیزم. اما با اون سن کمشون شدن امام همه شیعه ها. آدم بزرگای بد که فکر می کردن خیلی چیز بلدن همش می خواستن امام جواد کوچولو رو اذیت کنن. برای همین هی جلسه های بحث علمی می ذاشتن و از امام سوال می پرسیدن تا امام نتونه جواب بدن. اما امام جواد کوچولو از همون کوچولوگیشون جواب همه ی سوالا رو که میدادن هیچ، از اون آدم بزرگای بد سوالایی می پرسیدن که اونا جوابشون رو بلد نبودن!
آره مامان جونی، امامای مهربون ما از همون کوچولوگیشون یه عالمه چیز بلدن. تازه! امام مهدی عزیزم، توی سن 5 سالگی شدن امام ما! ببین چقدر کوچولو بودن!

امیدوارم که امام جواد علیه السلام حافظ شما باشن و شما رو تربیت کنن.
اما یه خبر واسه گلکم!
هرچند که دوست نداشتم دیشب بیارنشون اما بالاخره دیشب تخت و کمد پسری رو آوردن!
آخ اگه بدونی بابا مصطفا چقدر بی تابی کرد واست! من توی آشپزخونه بودم که یه هو اومد گفت من پسرم رو میخوام! پسرم رو بده می خوام بذارم رو سینه م!
اینقدر بابایی دلش واسه پسرگلش تنگ شده بود که بیا و ببین!
اما بالاخره راضیش کردم که پسری الان کاله! هنوز نرسیده! باید یه خورده دیگه پیش من بمونه، چاق بشه چله بشه بعد میاد تو اون رو بخور!
ان شاءالله که مبارکت باشه عزیزم. امیدوارم همیشه تنت سلامت باشه و با دل خوش از وسایلت استفاده کنی!
هر چند که خونمون نقلیه! اما توش یه عالمه عشق و محبت هست!
خدایا شکرت
من همین جا از طرف شما به بابا مصطفا می گم:
بابا مصطفا جون، از بابات همه زحمت هایی که برای من و مامان می کشی ممنونم. ازت ممنونم که این همه دوست داری. ازت ممنونم که برای خوب تر شدن زندگیمون تلاش می کنی.
امیدوارم که هیچ وقت خسته و ناراحت نبینمت بابایی.

دوست دارم بابایی، اندازه ی همه 5 های دنیا که برعکسشون کنی!
**************
دوست دارم همسرم و به وجودت افتخار می کنم و از خدا میخوام همیشه سایه ت بالا سرمون باشه.
عااااااشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتم!
یا علی!



جوون ترین امام مهربونمون امام جواد علیه السلام
