تبریز با نبات...
سلام!!! =) من خاله ی نباتم!نباتب بی مرام خاله رو تنها می زاره میره مفاسرت!نه!مسافرت! هم اکنون در جوار مامان نبات نشستیم و بعد از وارد کردن تمامی پس فورد های ممکن بعد از دو ساعت وارد وب شدیم! حال آپ کوچکی از نباتی می کنیم و از دست خواهر محترم فرار می کنیم =)) اوخ!نبات و نیگا! داره تکنیک بروسلی می زنه...! مامان: وقتی ناجوانمردانه به کمک عمو یوسف و علی کوچولو با چمن های زده و خشک شده محوطه کتابخونه ملی تبریز (اونجا ساکن بودیم) بابا رو کردید زیر چمن!!! مشارکت در کشیدن گل و آقاشیر بر روی اشیاء!!! ...




