نسل جدید
سلام
متاسفانه یه کوچولو خانوادمون درگیری های مختلفی دارن که ان شاءالله همش خیره و از بلاهای بزرگتر جلوگیری کنه. خلاصه بعد از فوت شوهر خاله عزیزم، من که مشکل چشمی پیدا کردم و بیمارستان بستری شدم و الان بهترم شکر خدا، پای خالم شکست، خاله فاطمه محمدمهدی هم انگشت پاش در رفته، مامان طاهره هم مشکل شدید زانو پبدا کرده و همه چی آرومه و ما همه خوشالیم!
دیروز من و محمدمهدی رفته بودیم خونه زهراسادات (خاله اینا) تا اگه کمکی از دستمون بر میاد انجام بدیم
محمدمهدی گوشی اسباب بازی دستش گرفته :
محمدمهدی : مامان اوکو یه هامونس (یه خانومس)
من: خانومه با شما چی کار داره عزیزم؟
محمدمهدی : میگه گشنمه !
من: OOOOOOOO مادر جون میذاشتی از شکم مامانش در بیاد بعد !!!! درسته از نظر اسلام شما وظیفه داری غذای همسرت رو تامین کنی ولی مادرجون اول کاری یعنی چی گشنمه؟!!!
محمدمهدی : گوشی رو بوس می کنه و می گه حداظس (خدافظ)
محمدمهدی : هامونم (خانومم) بود !!!!
ما همگی : OOOOOOOOOOOOOOO




نسل جدید
