وقتی قشنگ ترین اتفاق زندگیت دو ساله می شود!!!
سلام
خدا رو شکر با وجود همه مشکلات و نه آوردن ها بالاخره موفق شدیم که برای محمدمهدی یه تولد بگیریم.

برابر با دوشنبه 12 دی ماه بعد از اینکه بابا مصطفا صبح امتحانش رو داد حدود ساعت 7 بود که مهمونا اومدن.
یه تولد مختصر بود. از ظهر خاله راضیه جون و علی و خاله لیلا جون اومده بودندو البته خاله لیلا جون کاری داشتند که باید میرفتند اما راضی جون و علی بودند.
ماشاءالله و لا حول و لا قوة الا بالله

ساعت 7 هم دایی جان جلال به همراه گیتی جون و خاله فاطمه اومدند.
کمی بعد هم مامان طاهره جونی اومد.
بابا حاجی بنا به دلایلی نیومدند. اما خب یه سر زحمت کشیدن و اومدن و برای مجمد مهدی و علی کادو اوردند. دستشون درد نکنه.
یه کم بعد تر هم عمو یوسف یا همون علی بابا از راه رسیدند!!
خداروشکر شب خوبی بود.
کیک زو هم مطابق حال خودمون گرفتیم!!!! رویه شکلات!!! قول می دم سال دیگه بچه گونه بگیرم!!!!
چند شب بعد هم مامان نرگس و بابا کریم و عمو محمد اومدن خونمون و یه تولد کوچیک گرفتیم.


این تولد چند تا نکته جالب داشت:
1- هم تولد عمو یوسف بود هم بابا مصطفا هم عمو محمد و هم محمدمهدی!!!!!همه با فاصله کم از هم!! برای همین هم روی کیک تولد نوشتیم تولد همتون مبارک!!!!!
2- بیش از اون چیزی که فکرش رو می کردم بچه ها خوشحال بودن!!!
3- میانگین به هر نفر از مهمونا دو تا کادو رو می رسید!!!!

این هم چند تا عکس :



توجه : لکه های آب مرحمت های بچه از فوت کردن شمع هاست!!!!


داداشی علی و محمدمهدی







وقتی قشنگ ترین اتفاق زندگیت دو ساله می شود!!!
