نهار یه هویی در چیتگر!!!
سلام به گل پسرم قبل از سفر مشهد بود که یه هو زد به سرمون تا نهار رو بریم چیتگر بخوریم.مامان طاهره و خاله فاطمه هم ما رو همراهی کردن. بابا مصطفی زرنگی کرد و بدوبدو رفت و یه جای دنج نزدیک یه رود کوچیک گیر آورد و به زحمت ( چون ذغال نیاورده بودیم!!!! و کلی تلاش کردیم) جوجه کباب درست کردیم! شما هم حسابی توی آب رودخونه کوچیک بازی کردی!!! آب با = آب بازی نبات در آغوش خاله تاتید = فاطمه کوکوکو = کیو کیو کیو = تفنگ (سوغات سریال نابرده رنج و اسد!!) متاسفانه شما رو یه هویی از آب کشیدیمتون بیرون و شما این شکلی شدید!!!! ...




